کاوه فولادی نسب

وبسایت شخصی کاوه فولادی نسب

  • کاوه فولادی نسب
  • یادداشت‌ها، مقاله‌ها و داستان‌ها
  • آثار
  • اخبار
  • گفت‌وگو
  • صدای دیگران
  • کارگاه داستان
    • جمع‌خوانی
    • داستان غیر ایرانی
    • داستان ایرانی
  • شناسنامه
  • Facebook
  • Instagram
کانال تلگرام

طراحی توسط وبرنو

زندگی در قاب یک لحظه

27 دسامبر 2025

نویسنده: الهه روحی
جمع‌خوانی داستان ‌کوتاه «یک عکس فوری1»، نوشته‌‌ی منصوره شریف‌زاده2


داستان «یک عکس فوری» نمونه‌ای موفق از روایت‌پردازی با تکیه‌ بر استفاده از عناصر صحنه است. نویسنده با انتخاب فضایی کوچک و بسته، نیمکتی توی پارک، و حذف عناصر بیرونی پرحادثه، تمام تمرکز روایت را بر تجربه‌ی درونی شخصیت‌ها قرار می‌دهد. این محدودیت نه‌تنها باعث فقر روایی نمی‌شود، که بستری فراهم می‌کند تا جزئیات حسی و عاطفی داستان بیشتر به چشم بیاید. نشانه‌های پاییز، از خش‌خش جارو تا رنگ زرد برگ‌ها، کارکردی فراتر از توصیف دارند. آن‌ها در سطحی نمادین، وضعیت روانی شخصیت‌ها و حال‌وهوای زوال‌یافته‌ی روابط انسانی را نشان می‌دهند. نیمکت، به‌عنوان مکانی گذرا و عمومی، در متن به نقطه‌ی تمرکز تجربه‌ی شخصی تبدیل می‌شود؛ جایی ‌‌که مکث، گفت‌وگو و تفکر دوباره امکان بروز می‌یابند. تبدیل فضایی خنثی به فضایی معنی‌ساز از نقاط قوت داستان است.
در نگاه نخست، آنچه به چشم می‌آید حضور فراگیر مفهوم زوال است. طبیعت پاییزی، شخصیت‌های سالخورده، زنی که انگشت‌هایش درد می‌کند و خود را مثل عنکبوتی می‌بیند که در کنج اتاقی نشسته و تندتند می‌بافد، در کنار صدای آمبولانس و رابطه‌ی پایان‌یافته‌ی فرنگیس و هرمز نشانه‌هایی از فرسودگی و پایان هستند. بااین‌حال، محور معنایی داستان نه زوال که دگردیسی است؛ دگردیسی در فهم فرنگیس از زندگی، خوشبختی و رضایت. داستان به‌جای آن‌که بر فقدان تمرکز کند، بر امکان بازگشت دوباره به زندگی در دل فقدان تأکید دارد. حرکت اصلی روایت در تحول ذهنی فرنگیس رخ می‌دهد نه در کنشی بیرونی. او تاریخ خوانده، با گذشته سروکار داشته و اکنون در لحظه‌ای ساده و ظاهراً بی‌اهمیت، در گفت‌وگو با پیرمردی فلسفه‌خوانده، به مواجهه‌ای تازه با اکنون می‌رسد.
حرف‌های پیرمرد درباره‌ی نفرتش از جنگ و آدم‌هایی که لباس جنگ می‌پوشند و دوستی صمیمانه‌اش با سرهنگی بازنشسته، نوعی پارادوکس اخلاقی است که فرنگیس را متحول می‌کند. این روایت گفت‌وگویی معمولی است، ولی شکافی در نگاه زن داستان به جهان ایجاد می‌کند. پیرمرد به‌طور غیرمستقیم می‌گوید که امکان هم‌زیستی تضادها وجود دارد و قرار نیست همیشه اسیر باورهای گذشته بمانیم. این گفت‌وگو نگاه فرنگیس را از گذشته‌ی شکست‌خورده‌اش به‌سوی اکنون و امکان‌های کوچک اما واقعی تغییر می‌دهد. در پایان، نگاه او بر نیمکت و پیرمرد، نه به هرمز یا زخم‌های رابطه‌ی گذشته، نقطه‌عطف داستان می‌شود؛ لحظه‌ای کوتاه اما عمیق از آشتی با زندگی، بی‌آن‌که نیازی به امیدهای بزرگ یا تصمیم‌های قاطع باشد.
ریتم کند داستان انتخابی آگاهانه و هم‌راستا با مضمون آن است. روایت درباره‌ی مکث، تأمل و مرور آرام گذشته است و شتاب‌زدگی با منطق درونی این جهان سازگار نیست. کندی ریتم به خواننده اجازه می‌دهد در سکون و توقفی که شخصیت‌ها تجربه می‌کنند، سهیم شود. بااین‌حال، در برخی بخش‌ها این کندی از حالت کارکردی خارج و منجر به اطناب یا پراکنده‌گویی می‌شود. صحنه‌هایی مانند حضور کوتاه خواهر و برادر، هرچند درظاهر برای گشودن بحث خوشبختی نوشته شده، اما به‌دلیل پیوند ضعیف با بدنه‌ی اصلی روایت، تأثیرگذاری لازم را ندارند و بیشتر نقش حاشیه‌ای پیدا می‌کنند. حذف یا فشرده‌سازی این صحنه‌ها می‌توانست ریتم کلی داستان را یک‌دست‌تر کند و تمرکز آن را نگه دارد.
یکی از نقاط قوت مهم داستان استفاده‌ی چندلایه از مفهوم عکس فوری است. عکس فوری هم به‌معنی تکنیکی‌اش، ثبت سریع و بی‌درنگ یک لحظه، و هم در معنی استعاری‌اش حضور دارد. عکس فوری نه بازنمایی حقیقتی پایدار که ثبت لحظه‌ای گذراست؛ لحظه‌ای که فقط قرار است خیال دخترشان مژگان را راحت کند. این تصویر ثبت‌شده درتضاد با واقعیت رابطه‌ی فرنگیس و هرمز قرار می‌گیرد؛ رابطه‌ای که در پشت قاب عکس، ازهم گسسته. همین دوگانگی میان ظاهر آرام عکس و حقیقت ناپایدار پشت آن، پایان داستان را موجز، شاعرانه و ازنظر معنایی دقیق می‌کند.
درمجموع، داستان «یک عکس فوری» باوجود برخی پراکندگی‌ها در جزئیات، در خلق فضایی معنی‌دار، ساخت ریتمی متناسب با مضمون و نمایش دگردیسی درونی شخصیت اصلی موفق است. داستان به‌جای تکیه‌ بر حادثه، بر تغییر نگاه بنا شده و ازهمین‌رو، پایان آن نه تلخ است و نه امیدبخش، بلکه آرام، پذیرفته‌شده و عمیقاً انسانی است؛ مثل همان عکس فوری که تنها لحظه‌ای کوتاه را ثبت می‌کند، اما ردی ماندگار در ذهن باقی می‌گذارد.


1. 1376
2. 1332

گروه‌ها: اخبار, تازه‌ها, جمع‌خوانی, کارگاه داستان, یک عکس فوری - منصوره شریف‌زاده دسته‌‌ها: جمع‌خوانی, داستان ایرانی, داستان کوتاه, کارگاه داستان‌نویسی, منصوره شریف‌زاده, یک عکس فوری

تازه ها

یک حیاط / دو حیات

محبوبه‌ی شب پژمرده، پایان خاموش یک ملاقات

یأس موقرانه‌‌

این‌جا خانه‌ی من نیست

غیابش حضورِ قاطع اعجاز است

لینک کده

  • دوشنبه | گزیده جستارها و ...
  • ایبنا | خبرگزاری کتاب ایران
  • ایسنا | صفحه‌ی فرهنگ و هنر

پیشنهاد ما

درخت سیاست بار ندارد