کاوه فولاد‌ی‌نسب

وبسایت شخصی کاوه فولادی‌نسب

  • کاوه فولادی نسب
  • یادداشت‌ها، مقاله‌ها و داستان‌ها
  • آثار
  • اخبار
  • گفت‌وگو
  • صدای دیگران
  • کارگاه داستان
    • جمع‌خوانی
    • داستان غیر ایرانی
    • داستان ایرانی
  • شناسنامه
  • Facebook
  • Instagram
کانال تلگرام

طراحی توسط وبرنو

سفر نامیمون

16 آبان 1405

نویسنده: پرستو جوزانی
جمع‌خوانی داستان ‌کوتاه «شوخی1»، نوشته‌ی آیزیک باشِویس سینگر2


«شوخی» داستان فيلسوفی یهودی به‌نام دکتر والدن است که در برلين زندگی می‌کرده و آن‌جا مشغول تدوين دانشنامه‌ی يهود بوده. راوی اول‌شخص داستان ازطریق ناشری به‌نام ليپکيند بندل با دکتر والدن آشنا می‌شود و در جريان ماجرای او قرار می‌گيرد؛ ماجرايی که والدن را اول به آمريکا و بعد به‌سوی مرگ می‌کشاند. نویسنده اين تکنيک فاصله گرفتن از سوژه و روايت ديگری باواسطه را پيش‌تر هم در داستان «دوست کافکا» اجرا کرده. شروع مقدمه‌وار هم از ديگرويژگی‌های سبکی سينگر است که با جهان ذهنی داستان‌های او هم‌خوانی دارد؛ زيرا به‌لحاظ محتوایی هم داستان‌های سينگر داستان آدم‌های حاشيه‌ای‌ ا‌ست؛ آدم‌هايی که در بطن جامعه هميشه ديگری بوده‌اند و ازدور و باواسطه به تماشای جهان نشسته‌اند يا در آن دخالت داشته‌اند.
وجه اشتراک ديگری که در داستان‌های او وجود دارد، احساس عذاب‌وجدان و نبود اراده است؛ معضلی خاص انسان مدرن و به‌ويژه انسان پساجنگ؛ چراکه پس از آن‌همه فاجعه، نمی‌تواند همچنان به عدالت آسمان اميدوار بماند و ازسوی‌ديگر بار سنگين اين بی‌عدالتی را روی شانه‌های نحيف اراده‌ی انسانی تحمل کند. پس انسان مدرن در منگنه‌ای مدام قرار گرفته؛ همراه احساس ناتوانی‌ای که راوی آن را ضعف اراده می‌خواند و در داستان‌های سينگر عنصری تکرارشونده است؛ برای مثال در اين داستان در شبی که از بيمارستان با راوی/شخصيت تماس می‌گیرند، او روی تخت دراز کشيده و دارد به تنبلی، کارهای عقب‌افتاده و فقدان نيروی اراده‌اش فکر می‌کند.
داستان در پنج اپيزود طراحی شده. اپيزود اول به گره‌افکنی و معرفی شخصيت‌های داستان که به‌نسبت هم پرتعدادند، اختصاص دارد. البته شخصيت‌پردازی که از نقاط قوت داستان‌های سينگر است به همين اپيزود خلاصه نمی‌شود و مثلاً فريدل در اپيزود پنجم است که دقيق‌تر معرفی می‌شود. اين تأخیر در شخصيت‌پردازی الزام روايی دارد و به اين خاطر است که راوی/شخصیتِ داستان هم در اپيزود پنجم واقعاً فريدل را می‌بيند و به جزئيات ظاهر او توجه می‌کند، درحالی‌که کله‌ی باريک و بدون موی بندل با صورت کشيده و بينی نوک‌تيز و… در همان اپيزود اول برای خواننده ترسيم می‌شود. بندل عاشق وسيله و ابزار است: خودنويس‌هايی که چراغ‌قوه دارند، ساعت‌هايی که درعین‌حال تقويمند و… شخصيت بندل هم مثل يکی از همين ابزارهاست؛ هم تاجر، هم ناشر و هم کارشناس هنری. هر ايده‌ی جالبی براي او بخت‌آزمايی جدیدی است و از چنين شخصيتی است که ما چنان نقشه‌ی شرورانه‌ای را در قالب يک بازی و سرگرمی باور می‌کنيم.
اپيزود دوم شروع کشمکش داستان است. بندل که باعث شده والدن به سودای عشق دختری جوان به آمريکا سفر کند، حالا نقشه می‌کشد برای ظاهرسازی سقوط هواپيمایی که دختر در آن بوده و مرده. اپيزود سوم اپيزود تعليق است. والدن که از ابتدا داستان او را می‌خوانيم، در اين بخش وارد صحنه می‌شود و به‌عبارتی راوی‌/شخصیت در اين بخش او را می‌بيند و برای خواننده توصيفش می‌کند. در اپيزود پنجم يعنی اوج داستان، والدن راوی/شخصیت را ملاقات می‌کند تا شايد سرنخی به دست بياورد، اما در پايان‌بندی او از دنیا می‌رود.
از ديگرويژگی‌های داستان‌های سينگر ــ که در داستان «عشق پيری» هم به‌وضوح می‌بینیم ــ اين است که با پايان مسئله، داستان تمام نمی‌شود. همان‌طورکه داستان ديرتر از معمول شروع می‌شود، ديرتر هم تمام می‌شود؛ يعنی بعد از حل شدن مسئله ــ که در اين‌جا مرگ والدن است ــ باز ادامه‌ای فرعی معنی را کامل می‌کند. در اين‌جا خبر بيماری والدن را به راوی‌/شخصيت می‌دهند و فرداصبحش والدن در بيمارستان می‌ميرد. اما آن شب خاص، بدون اين‌که والدن حضور مستقيمی در آن داشته باشد، برای راوی/شخصیت و فريدل شب به‌خصوصی می‌شود. آن‌ها که تمام اين سال‌ها هيچ ارتباط عاطفی يا تنانه‌ای باهم نداشته‌اند، در اين شب به‌هم نزديک می‌شوند و ارتباطی تنانه‌ای بین‌شان رخ می‌دهد. اين هم‌آغوشی را می‌توان نوعی انتقام تلقی کرد.
در فکر راوی/شخصيت يک‌چيزی ــ يک روح شيطانی يا جن ـ توی کله‌اش زمزمه می‌کند، که حتی خود بندل هم از آن بی‌اطلاع می‌ماند؛ اما اين تنهاتلاشی است که اين دو نفر در آن شب برای معنی بخشيدن به تمام هستی از دست‌شان برمی‌آيد. جايی بايد عدالتی درکار باشد و اين دو نفر نه به‌عنوان دو شريک جنسی، بلکه به‌عنوان مأمورینی برای معنی بخشيدن به اين‌همه بی‌عدالتی تن به هم‌آغوشی می‌سپارند. نبايد فراموش کرد که جنگ پس‌زمينه‌ی داستان است و تمام اين‌ها را می‌شود با خوانشی ديگر به جنونی که در جريان است نسبت داد. هم‌آغوشی نه به‌مثابه‌‌ عشق، بلکه به‌مثابه‌ نيروی زندگی‌بخش، درمقابل جنگ به‌مثابه‌ مرگ، تقابلی تکرارشونده و از وجوه اشتراک در داستان‌های سينگر است.


1. The Joke (1970)
2. Isaac Bashevis Singer (1903-1991)

گروه‌ها: اخبار, تازه‌ها, جمع‌خوانی, شوخی - آیزیک باشویس سینگر, کارگاه داستان, مجموعه‌ی یک مهمانی یک رقص دسته‌‌ها: آیزیک باشِویس سینگر, جمع‌خوانی, داستان غیرایرانی, داستان کوتاه, شوخی, کارگاه داستان‌نویسی

تازه ها

وقتی زندگی سر شوخی را باز می‌کند

جهان بازیگری داند مکن با این جهان بازی*

شوخی سینگر با شکسپیر

سفر نامیمون

این طایفه‌ی زنده‌کش مرده‌پرست

لینک کده

  • دوشنبه | گزیده جستارها و ...
  • ایبنا | خبرگزاری کتاب ایران
  • ایسنا | صفحه‌ی فرهنگ و هنر

پیشنهاد ما

درخت سیاست بار ندارد