کاوه فولاد‌ی‌نسب

وبسایت شخصی کاوه فولادی‌نسب

  • کاوه فولادی نسب
  • یادداشت‌ها، مقاله‌ها و داستان‌ها
  • آثار
  • اخبار
  • گفت‌وگو
  • صدای دیگران
  • کارگاه داستان
    • جمع‌خوانی
    • داستان غیر ایرانی
    • داستان ایرانی
  • شناسنامه
  • Facebook
  • Instagram
کانال تلگرام

طراحی توسط وبرنو

عشق آن باشد که حیرانت کند

25 مهر 1405

نویسنده: لیلا حسین رشیدی
جمع‌خوانی داستان ‌کوتاه «عشق پیری1»، نوشته‌ی آیزیک باشِویتس سینگر2


در داستان «عشق پیری» از مجموعه‌ی «یک مهمانی، یک رقص» با مردی مواجهیم که ازنظر جسمی هنوز برای زنده ماندن تلاش می‌کند، اما روحش دلیل چندانی برای ادامه نمی‌بیند. هری بندینر پیرمرد هشتادودوساله‌ای است که سه همسر و دو فرزندش را از دست داده و برخلاف ظاهر مندرسش، ثروتمند است و هر کاری بتواند برای حفظ سلامتی‌اش انجام می‌دهد: رژیم می‌گیرد، دارو می‌خورد و ورزش می‌کند؛ اما زندگی برایش بیشتر به‌معنی بقاست تا میل به ادامه. همین فاصله یکی از مهم‌ترین لایه‌های داستان است و به مضمون‌های اگزیستانسیالیستی و جست‌وجوی معنی نزدیک می‌شود. تااین‌که ورود اتل زندگی‌اش را به‌کلی تغییر می‌دهد و اشتیاق به زندگی و رؤیاپردازی که مدت‌ها در وجودش خاموش شده بوده دوباره بیدار می‌شود.
اتل روزمرگی و تعادل اولیه‌ی زندگی او را به‌ هم می‌زند و مردی که تا چند دقیقه پیشش منتظر نقطه‌ی پایان بوده، ناگهان درباره‌ی آینده‌اش خیال‌پردازی می‌کند. رابطه‌ی هری و اتل هم با شتاب عجیبی پیش می‌رود؛ انگار هردو می‌دانند فرصت زیادی ندارند. در جوانی به نظر می‌رسد جهان هنوز پیش روست و آدم خیال می‌کند برای هر چیزی فرصت دارد، اما در پیری زمان معنی دیگری پیدا می‌کند. داستان وسط شوخی‌ها و موقعیت‌های گاه‌طنزآمیزش، حال‌وهوایی شبیه «به پیری بگو پیری، دست نگه دار» را به ذهن می‌آورد؛ هرچند خودش هم می‌داند پیری دست از سر کسی برنمی‌دارد. درست زمانی که عشق به هری امید به زندگی می‌دهد، ورق برمی‌گردد. بعد از بوسه‌ی اتل، چهره‌ی زن یکهو تیره می‌شود و کمی بعد هری می‌فهمد او خودکشی کرده. ما دلیل تغییر ناگهانی چهره‌ی اتل را نمی‌فهمیم، اما به‌ نظر می‌رسد این ابهام عامدانه باشد. سینگر توضیح نمی‌دهد در آن لحظه چه بر اتل گذشته یا چرا تصمیم گرفته به زندگی خودش پایان دهد. ما به درون اتل راه پیدا نمی‌کنیم و ناچاریم با پرسشی روبه‌رو شویم که خود داستان پیش روی ما می‌گذارد: چه چیزی باعث می‌شود یک نفر بخواهد به زندگی ادامه دهد و دیگری نه؟
برای هری، اتل فقط زنی نیست که در روزهای آخر زندگی عاشقش شده باشد. او به‌کمک اتل دوباره معنی‌ای برای زندگی کردن پیدا می‌کند. هری پول دارد، اما پول نتوانسته بوده شوقی در او ایجاد کند. اتل چیزی را به او می‌دهد که مدت‌ها از آن محروم بوده: امکان تصور کردن یک آینده. حتی میل به پدر بودن دوباره در او زنده می‌شود. نام دختر اتل، سیلویا، با نام دختر خود هری یکی است و این تشابه اسمی پیوند ظریفی میان گذشته‌ی هری و زندگی تازه‌ای که در ذهنش ساخته ایجاد می‌کند. او به سیلویا فکر می‌کند و شاید امیدوار است بخشی از آنچه سال‌ها پیش از دست داده این بار به‌شکل دیگری به زندگی‌اش برگردد.
ازنظر ساختاری، داستان شروعی بسیار طولانی و مقدمه‌وار دارد. بخش زیادی از صفحه‌های ابتدایی صرف معرفی هری، گذشته‌ی او و جزئیات زندگی روزمره‌اش می‌شود و ماجرای اصلی کمی دیر شکل می‌گیرد. در مقایسه با بسیاری از داستان‌های امروزی و حتی داستان‌های نویسنده‌های هم‌نسل سینگر، این شروع کند ممکن است برای خواننده ملال‌آور باشد و از کشش نیمه‌ی ابتدایی و درام داستان کم کند؛ درعین‌حال، سینگر از همین مقدمه‌ی طولانی، که نقطه‌‌قوت محسوب نمی‌شود، استفاده می‌کند تا شخصیت هری را به‌تدریج شکل دهد. با ورود اتل، شخصیت‌پردازی داستان درخشان‌تر از قبل جلوه می‌کند. حضور اتل ریتم داستان را سرعت می‌بخشد و این تغییر ریتم با تحولی که در خود هری اتفاق می‌افتد هماهنگ است. سینگر شخصیت هری را فقط با توضیح مستقیم به ما معرفی نمی‌کند: ما او را به‌کمک حرف زدن‌ها، خیال‌پردازی‌ها و رفتارهایش می‌شناسیم. همین شناخت تحولی را که بعد از آشنایی با اتل در او اتفاق می‌افتد برای‌مان باورپذیرتر می‌کند. داستان در پایان دو ضربه‌ی پشت‌سرهم دارد. ضربه‌ی اول با خبر خودکشی اتل اتفاق می‌افتد. اما وقتی هنوز در بهت این اتفاق هستیم، با ضربه‌ی دوم مواجهه می‌شویم: وقتی هری برای رسیدن به سیلویا برنامه می‌ریزد. او باوجود مرگ اتل، هنوز چیزی برای خواستن دارد: تجربه‌ی دوباره‌ی طعم پدری.
پایان داستان برخلاف انتظارمان با مرگ اتل متوقف نمی‌شود. عشق بین هری و اتل شکست خورده، اما با کمک همین عشق یکی دلیلی برای ادامه دادن پیدا می‌کند و دیگری درست بعد از این تجربه از زندگی دست می‌کشد. شاید پاسخ روشنی برای این تناقض تلخ وجود نداشته باشد و همین مسئله است که پایان داستان را آزاردهنده و درعین‌حال ماندگارتر می‌کند. نثر داستان از ابتدا ساده و قصه‌گوست. سینگر فرهنگ یهودی، خاطرات گذشته و فضای زبان ییدیش را وارد داستان می‌کند و از این راه به شخصیت‌ها و جهان آن‌ها هویت می‌دهد. بااین‌حال، مسئله‌ای که در پایان باقی می‌ماند محدود به فرهنگ یا دوره‌ی خاصی نیست. داستان درباره‌ی نیاز انسان به داشتن معنایی در زندگی است؛ چیزی که باعث شود فرد، حتی وقتی بخش قابل‌توجهی از عمرش گذشته، هنوز بتواند آینده‌ای را برای خودش تصور کند. «عشق پیری» فقط داستان عاشق شدن دو آدم سال‌خورده نیست؛ داستان مردی است که مدت‌ها زنده مانده، بدون این‌که واقعاً بخواهد زندگی کند، و بعد ناگهان چیزی پیدا می‌کند که آن روزمرگی بی‌حادثه را به‌ هم می‌ریزد. شاید عشق دقیقاً همین باشد: چیزی که حتی در هشتادودوسالگی از راه می‌رسد و حیرانت می‌کند.


1. Old Love (1975)
2. Isaac Bashevis Singer (1903-1991)

گروه‌ها: اخبار, تازه‌ها, جمع‌خوانی, عشق پیری - آیزیک باشویتس سینگر, کارگاه داستان, مجموعه‌ی یک مهمانی یک رقص دسته‌‌ها: آیزیک باشویتس سینگر, جمع‌خوانی, داستان غیرایرانی, داستان کوتاه, عشق پیری, کارگاه داستان نویسی

تازه ها

جدال با تنهایی

مرده‌‌ها در خواب زنده‌‌اند

در جست‌وجوی معنی ازدست‌رفته

زندگی در سایه‌ی مرگ

عشق آن باشد که حیرانت کند

لینک کده

  • دوشنبه | گزیده جستارها و ...
  • ایبنا | خبرگزاری کتاب ایران
  • ایسنا | صفحه‌ی فرهنگ و هنر

پیشنهاد ما

درخت سیاست بار ندارد