کاوه فولاد‌ی‌نسب

وبسایت شخصی کاوه فولادی‌نسب

  • کاوه فولادی نسب
  • یادداشت‌ها، مقاله‌ها و داستان‌ها
  • آثار
  • اخبار
  • گفت‌وگو
  • صدای دیگران
  • کارگاه داستان
    • جمع‌خوانی
    • داستان غیر ایرانی
    • داستان ایرانی
  • شناسنامه
  • Facebook
  • Instagram
کانال تلگرام

طراحی توسط وبرنو

دوره‌ی آبی یک نگاه

21 شهریور 1405

نویسنده: لیلا حسین‌رشیدی
جمع‌خوانی داستان ‌کوتاه «دوره‌ی آبی دودومیه اسمیت1»، نوشته‌ی جی. دی. سلینجر2


در «دوره‌ی آبی دودومیه اسمیت»، سلینجر داستان هنرمندی را روایت نمی‌کند که در جست‌وجوی کشف استعدادش است؛ درعوض خواننده با داستان جوانی روبه‌رو می‌شود که پیش از درک معنی هنر، گرفتار تصویری شده که از خودش ساخته. راوی پس از مرگ مادرش و ترک پاریس، در نوزده‌سالگی به مونترال می‌رود و در آموزشگاه مکاتبه‌ای هنری مشغول به کار می‌شود. داستان به‌جای ورود مستقیم به ماجرای آموزشگاه، با شروعی حاشیه‌ای3، ما را با گذشته، سوگ، مهاجرت و شکل‌گیری هویت جعلی او درگیر می‌کند؛ عناصری که برای فهم شخصیت و مسیر تحول او ضروری‌اند. راوی نام دودومیه اسمیت را برای خودش انتخاب می‌کند، گذشته‌ای خیالی می‌سازد و حتی ادعا می‌کند با پیکاسو ارتباط داشته. علاوه‌بر نام جدید، او شخصیتی تازه می‌سازد که کم‌کم خودش هم آن را باور می‌کند. در شرایط خودبیگانگی راوی، این هویت جعلی راهی برای ساختن تصویری مهم‌تر و متفاوت‌تر از خودش است و معلم شدن نیز به تثبیت این تصویر کمک می‌کند.
قدرت داستان سلینجر در این است که مشکل راوی را فقط دروغی ساده نمی‌بیند؛ مسئله‌ی اصلی خودبزرگ‌بینی و تکبری است که مانع دیدن واقعیت می‌شود. او می‌خواهد هنرمندی مهم و متفاوت باشد و هنر را بیشتر با شهرت و جایگاه می‌سنجد تا توانایی دیدن و درک کردن. این ویژگی در تحقیر هنرجویان، ادعاهایش درباره‌ی پیکاسو و قضاوت‌هایش آشکار می‌شود، بدون‌آن‌که سلینجر آن را مستقیم توضیح دهد. گره اصلی نیز بیرونی نیست: فاصله‌ی میان تصویری است که راوی از خودش ساخته و واقعیتی که هنوز توان دیدنش را ندارد. ورود خواهرایرما نخستین ترک را در این تصویر ایجاد می‌کند. نقاشی ساده‌ی او ازنظر تکنیکی اهمیت ندارد؛ صداقت و بی‌ادعایی آن است که راوی را تحت ‌تأثیر قرار می‌دهد. اما حتی این تجربه هم فوراً در او اثر نمی‌کند. نامه‌ای که برای خواهرایرما می‌نویسد نشان می‌دهد هنوز می‌خواهد نقش استاد و راهنما را بازی کند و خودش را در مرکز قرار دهد. به‌ همین ‌دلیل، داستان را می‌توان مسیری در هوشیاری و بلوغ دانست.
علاقه‌ی سلینجر به ذن و بودیسم نیز در این مسیر قابل‌مشاهده است؛ جایی ‌که مسئله بیش از رسیدن به پاسخی عقلانی، تغییر کیفیت نگاه و آگاهی است. ازسوی‌دیگر، به ‌نظر می‌رسد فضای فکری خردگرایانه‌ای که سلینجر در آن زیست می‌کرده، در شکل‌گیری گرایش او به معنویت و جست‌وجوی لایه‌ای فراتر از عقل‌گرایی تأثیرگذار است. حتی جمله‌ی «همه راهبه‌اند» را می‌توان در همین فضای معنوی خواند؛ انگار راوی کم‌کم از قضاوت عقلانی و خودمحورانه فاصله می‌گیرد و به‌نوعی پذیرش و دیدن جهان و انسان‌ها می‌رسد. عنوان داستان نیز به این مسیر درونی اشاره دارد. دوره‌ی آبی یادآور دوره‌ی معروف نقاشی‌های پیکاسو است؛ دوره‌ای که با رنگ آبی، تنهایی و اندوه پیوند دارد. اما برای دودومیه اسمیت، این عنوان فقط اشاره‌ای هنری نیست؛ دوره‌ای از زندگی است که باید در آن از غرور، سوگ و هویت ساختگی خودش عبور کند.
در پایان، ویترین مغازه‌ی لوازم ارتوپدی به نقطه‌ی مهمی در تغییر نگاه راوی تبدیل می‌شود. ارتوپدی جز مکان مجموعه‌ای از وسایل پزشکی، مکان لوازمی برای جبران نقص و نوعی لوازم یدکی بدن است و ازهمین‌رو می‌تواند معنی‌ای نمادین پیدا کند. راوی در مواجهه‌ی اول، مانکن چوبی با فتق‌بند و وسایل پزشکی را زشت و حتی ترسناک می‌بیند و ناگهان با تصویری از وضعیت وجودی خودش روبه‌رو می‌شود: این‌که هرچقدر هم یاد بگیرد چطور زندگی را بگذراند، همچنان تماشاگر باغی از لگن‌های لعابی و ظرف‌های ادرار خواهد بود. این تجربه نخستین تکان درونی اوست، اما هنوز به تغییر کامل نگاهش نمی‌انجامد. در مواجهه‌ی دوم، زنی را می‌بیند که مشغول مرتب کردن ویترین است. زن با دیدن او دستپاچه می‌شود، تعادلش را از دست می‌دهد و زمین می‌خورد. دودومیه می‌خواهد به او کمک کند، اما شیشه مانع می‌شود. زن بلند می‌شود و به کارش ادامه می‌دهد و درست در همین لحظه، تجربه‌ی اصلی و روشنایی ناگهانی اتفاق می‌افتد: خورشید به‌سوی او می‌آید و وسایل داخل ویترین در نگاهش به گل‌های لعابی تبدیل می‌شوند.
داستان دو اپیفنی یا تجلی ناگهانی دارد: در مواجهه‌ی اول راوی نسبت‌به تصویری که از خودش ساخته دچار تردید می‌شود و در مواجهه‌ی دوم، با دیدن دیگری و ناتوانی در عبور از شیشه، از خودمحوری بیرون می‌آید. درنهایت، جهان بیرونی در هر دو مرحله تغییر چندانی نمی‌کند و حتی ساده‌سازی شده تا جهان درونی دودومیه اسمیت بهتر دیده شود؛ آنچه تغییر کرده، نگاه اوست. راوی حالا همان چیزهایی را می‌بیند که پیش‌تر فقط زشت و بی‌معنی به نظرش می‌رسیده‌اند. بنابراین در پایان او به هنرمندی بزرگ تبدیل نمی‌شود، اما به چیز شاید مهم‌تری می‌رسد: به مرحله‌ای از بلوغ که می‌تواند پیش‌شرط هنر باشد: توانایی خوب دیدن.


1. De Daumier-Smith’s Blue Period (1952)
2. J. D. (Jerome David) Salinger (1919-2010)
3. Marginal Beginning

گروه‌ها: اخبار, تازه‌ها, جمع‌خوانی, دوره‌ی آبی دودومیه اسمیت - جی. دی. سلینجر, کارگاه داستان دسته‌‌ها: جمع‌خوانی, جی. دی. سلینجر, داستان غیرایرانی, داستان کوتاه, دوره‌ی آبی دودومیه اسمیت, کارگاه داستان‌نویسی

تازه ها

پوست‌پرتقال‌هایی که دیده نمی‌شوند

تدی: نیمه‌ی پنهان فیل

مرز میان ابهام و ادراک در صدای جیغ یک دختر

زمینی که زیر پای ما نیست

مرگ، بیداری و حقیقت «من» در داستان «تدی»

لینک کده

  • دوشنبه | گزیده جستارها و ...
  • ایبنا | خبرگزاری کتاب ایران
  • ایسنا | صفحه‌ی فرهنگ و هنر

پیشنهاد ما

درخت سیاست بار ندارد