نویسنده: کاوه سلطانزاده
جمعخوانی داستان کوتاه «تقدیم به ازمی، با عشق و نکبت1»، نوشتهی جی. دی. سلینجر2
داستان «تقدیم به ازمی، با عشق و نکبت» اثر جی. دی. سلینجر، یکی از درخشانترین نمونههای معماری فرم، در ادبیات داستانی قرن بیستم است؛ جایی که تکنیک روایی نهتنها ابزاری برای روایت پیرنگ، بلکه خود معنی و عصارهی شفادربرابر ویرانی است. در نگاه نخست، داستان متشکل از سه لایه یا ساختار زمانی و روایی ظریف است که بهزیبایی در یکدیگر تنیده شدهاند: زمان حال که راوی در ۱۹۵۰، ماجرا را برای خواننده شرح میدهد، خاطرهی ملاقات او با ازمی در ۱۹۴۴ و سرانجام داستان خود راوی در قالب گروهبان ایکس در ۱۹۴۵. سلینجر برای پیوند دادن این بخشها از تکنیک قاببندی روایی بهره برده؛ قاببندی هوشمندانهای که مسئلهی بحران هویت و فرایند بازسازی آن را به هستهی مرکزی اثر تبدیل میکند. راوی داستان در ۱۹۵۰، با لحنی صمیمی و بیواسطه، خواننده را مخاطب قرار میدهد و از دریافت کارتدعوت عروسی دختری میگوید که شش سال پیش او را دیده بوده. راوی بهتوصیهی همسرش از رفتن به انگلستان صرفنظر میکند، اما بهجایش تصمیم میگیرد داستانی را که سالها پیش قولش را داده بوده، بنویسد.
درادامه، راوی خاطرهای را مستقیماً برای خواننده تعریف میکند: شرح ملاقاتش در چایخانهای در انگلستان با ازمی و برادرش چارلز، و قولی که ازمی آن روز از او میگیرد: نوشتن داستانی دربارهی نکبت. اما تغییر اصلی و تکنیکی داستان در ورود به بخش بعدی رخ میدهد؛ جایی که راوی پس از زمینهسازی با خاطرهی چایخوری، بالأخره دستبهقلم میشود تا اصل هدیهی عروسی را بنویسد. این هدیه همان داستان گروهبان ایکس در آلمان پسازجنگ است. در این بخش، سلینجر زاویهدید را از اولشخص به سومشخص محدود تغییر میدهد. این تغییر زاویهدید تصویری از گسستگی روانی، شوک پس از فاجعه (PTSD) و بالاتر از همه، مسخ هویت میدهد. راوی چنان از شدت اتفاقهای جنگ متلاشی شده که دیگر توانایی گفتن من و ثبت نام واقعی خود را ندارد. او آسیب روحی دیده، هویت واقعیاش را در میدان نبرد گم کرده و خود را مانند غریبهای بینامونشان بهنام گروهبان ایکس میبیند؛ حرف مجهولی که نماد بیهویتی محض انسان گیرکرده لابهلای چرخدندههای جنگ است.
اینجاست که معجزهی ساختاری سلینجر رخ نشان میدهد. گسست زمانی یکسالهای که میان روز چایخوری در آوریل ۱۹۴۴ و روز دریافت نامه در مه ۱۹۴۵ وجود دارد، خود جهنم جنگ است. این مقطع از زمان با نبرد سنگین نورماندی آغاز شده و به بستری شدن گروهبان ایکس در آسایشگاه روانی انجامیده؛ سیزده ماهی که نویسنده دربارهاش سکوت میکند، اما اثراتش بر هویت راوی آشکار است. در روزهای اول این فاصله، سربازی سالم به فروپاشی روانی میرسد و در ماههای بعد، حتی مداوای تخصصی هم نمیتواند او را به زندگی و خود واقعیاش بازگرداند؛ اما دریافت هدیهی سادهای ــ نامهی ازمی همراه ساعت پدر کشتهشدهاش با شیشهی ترکخورده ــ این فاصلهی زمانی و شکستهای روحی را ترمیم میکند. در این نامه، زبان سنجیده و محترمانهی ازمی در کنار خطوط کجومعوج و سلامهای مکرر و پرشور چارلز در پایین صفحه، ترکیبی از بلوغ عاطفی و صمیمیت زلال کودکانه را به نمایش میگذارد. این ساعت و نامه فقط یک شیء و چند سطر نوشته نیستند، عطای بخشی از هویت و حافظهی اصیل انسانی ازسوی دو کودکند که خود سوگوار پدرشان هستند؛ نشانی از تداوم زندگی که شیشهاش ترک خورده، اما قلبش هنوز میتپد. نکتهی جالب در تکنیک سلینجر این است که داستان گروهبان ایکس هم داستانی است دربارهی فروپاشی و هم دربارهی نجات و بازیافتن هویت. خوابی که در انتهای بخش سوم، گروهبان ایکس پس از لمس محبت بیدریغ ازمی و خواندن کلمات چارلز، بالأخره احساسش میکند، پایان کابوس و آغاز بازگشت منِ آسیبدیدهی یک انسان است. بهاینترتیب، جملهی پایانی بخش سوم هم سرنوشت گروهبان ایکس در ۱۹۴۵ را رقم میزند و هم نجات هویت او را تا زمان حال،۱۹۵۰، تضمین میکند.
راوی سالم و بازسازیشدهای که در ۱۹۵۰ نشسته، توانسته بر نکبت غلبه کند و داستانی را که شش سال پیش قولش را داده بوده، بهعنوان باشکوهترین هدیهی عروسی برای ازمی بنویسد. او با نوشتن این داستان بهنوعی بازسازی هویت خود را کامل میکند؛ آنهم بهکمک تنهاکسانی که توانستهاند درکش کنند و با گذشتن از یادگاری ارزشمندی که از پدرشان به آنها رسیده بوده، به او امید بخشیدهاند. مهری که از ازمی و چارلز به راوی میرسد، او را از منجلاب آسیب روانی نجات میدهد؛ چراکه جز این دو کودک نه در زمان جنگ کسی درکش کرده (حتی نزدیکترین همرزمش که نمایندهی جامعهی مسخشده است)، و نه در زمان حال کسی او را بهاندازهی کافی میفهمد. این را جایی میفهمیم که همسرش او را از رفتن به چنین سفر نجاتبخشی بازمیدارد. درنهایت، سلینجر با این ساختار چندلایه نشان میدهد فرم داستان چگونه میتواند آینه و پادزهر محتوای آن باشد. جهان بزرگسالان و جنگْ انسانها را بیهویت و تکهتکه میکند، اما وعدهی متقابلی، حافظهی عاطفی پایداری و محبت بیغلوغش کودکانهای میتواند هویت نابودشده و مجهول گروهبان ایکس را از عمق نکبت بیرون بکشد و او را دوباره به انسانی با تمام ابعاد روحیاش تبدیل کند.
1. For Esmé—with Love and Squalor (1950)
2. J. D. (Jerome David) Salinger (1919-2010)
