کاوه فولاد‌ی‌نسب

وبسایت شخصی کاوه فولادی‌نسب

  • کاوه فولادی نسب
  • یادداشت‌ها، مقاله‌ها و داستان‌ها
  • آثار
  • اخبار
  • گفت‌وگو
  • صدای دیگران
  • کارگاه داستان
    • جمع‌خوانی
    • داستان غیر ایرانی
    • داستان ایرانی
  • شناسنامه
  • Facebook
  • Instagram
کانال تلگرام

طراحی توسط وبرنو

آن‌سوی نکبت

29 آگوست 2026

نویسنده: باران حسینی
جمع‌خوانی داستان ‌کوتاه «تقدیم به ازمی، با عشق و نکبت1»، نوشته‌ی جی. دی. سلینجر2


جهان داستانی سلینجر بدون شلیک گلوله‌، همراه با شخصیت‌هایی که زخمی‌اند، ولی جراحت‌شان آشکار نیست، نکبت جنگ را به تصویر می‌کشد؛ بدبختی‌ای که مختص جنگاوران نیست و به آسیب جسمی خلاصه نمی‌شود. لمس خشونت و اضطراب مستمر ناشی از نزدیکی به مرگ، وجهی دیگر از این کابوس بشری‌ است که می‌تواند فشارهای روانی شدیدی به فرد تحمیل کند؛ روندی که در آن مرحله‌به‌مرحله عملکرد روزمره مختل می‌شود و به فروپاشی روانی می‌انجامد. گروهبانی آمریکایی در نقش شخصیت اصلی تا مرز این بحران روحی می‌رود، ولی به‌کمک ازمی سیزده‌ساله و همدلی و عشق انسانی‌اش، از پرتگاه سقوط برمی‌گردد. نویسنده برای فهم معنی موردنظرش دوگانه‌ی عشق و نکبت را به‌صورت موازی در داستان حرکت می‌دهد؛ این‌که شاید رهایی از جنگ‌ها گریزناپذیر باشد، ولی برقراری ارتباط انسانی و درک رنج دیگری در بزنگاه ناامیدی و ناامنی می‌تواند تکیه‌گاهی شود برای مقاومت و دوام.
بهانه‌ی روایت کارت‌دعوت عروسی ازمی است که بعد از جنگ به دست شخصیت اصلی می‌رسد. با داستانی از نکبت‌ که قول‌ و ‌قرار نوشتنش قبلاً گذاشته شده، گروهبان سابق برمی‌گردد به انگلستان سال 1944. مخاطب نیز با روایت اول‌شخص او همراه می‌شود. به اشتراک گذاشتن تجربه‌های تروماتیک می‌تواند التیامی باشد برای درد، ولی در این داستان آدم‌ها در برقراری ارتباط ناتوانند و این برای‌شان علاوه‌‌بر تحمل فشار بی‌وقفه‌ی جنگ، عذابی مضاعف است. نمونه‌ی عینی این مشکل بارها در داستان دیده می‌شود. تیم اطلاعاتی آمریکایی در اقامتگاه، تنها معاشرت‌شان باهم به‌خاطر درخواست جوهر اضافی برای نوشتن نامه‌های‌شان است و خود راوی هم طی شهرگردی‌اش اعتراف می‌کند که تا آن لحظه از روز با کسی حتی یک کلمه حرف نزده. سربازها از ارتباط رودرروی انسانی دوری می‌کنند، چون دچار افسردگی ناشی از لمس ترس و دیدن اعمال خشونت‌ به دیگری‌اند. پناه بردن به روش‌های غیرمستقیم ارتباطی زمانی رخ می‌دهد که کلام نمی‌تواند ابزاری برای بیان و ایجاد همبستگی باشد و اگر آن‌سوی ارتباط، گیرنده درک درستی از نیازهای عاطفی نداشته باشد، این تلاش هم شکست می‌خورد.
مضمون نامه‌های بستگان راوی نشان می‌دهد آن‌ها فهم دقیقی از موقعیت جهنمی او ندارند و او را همان آدم قبل‌ازجنگ می‌بینند؛ برخلاف گفت‌وگوی بین گروهبان و ازمی در چایخانه. دختر پدر را در جنگ از دست داده و در نبود مادرش از برادر پنج‌ساله‌اش، چارلز، هم نگهداری می‌کند. او برخلاف بقیه که تنها ازدور شنیده‌اند، پلیدی و نکبت جنگ را در زندگی خود دیده و حس کرده. برای همین است که در صحنه‌ایی که خلاقانه هم‌زمان احساس و اندیشه‌ی خواننده را تحت‌تأثیر قرار می‌دهد، کارکرد کلام دوباره برمی‌گردد و ارتباط واقعی شکل می‌گیرد. در تأثیرگذارترین تصویر داستان، دیالوگ‌ها واقعی پیش می‌رود و روایت اول‌شخص اعتماد خواننده را سلب نمی‌کند. محافظه‌کاری مرد نه از زبان خودش، بلکه با گفت‌وگو و درتقابل با معصومیت دختر عیان می‌شود. اما ازمی با توانایی‌ای که در شناخت درد و تنهایی گروهبان نشان می‌دهد، احساس مرد را درگیر و او را خلع‌سلاح می‌کند.
دیدار مربوط به قبل از «روز دی» است: بزرگ‌ترین عملیات آبی‌ـ‌خاکی تاریخ نظامی آمریکا، با هزاران کشته و زخمی از نیروهای متفقین. دختر به‌پشتوانه‌ی ‌تجربه‌ی تلخ مشترک، با برقراری ارتباطی عمیق، انگار پیشاپیش حس می‌کند مرد با روزهای سخت‌تری نیز روبه‎رو می‌شود و برایش آرزوی سلامتی روان دارد. بعد از تجربه‌ی مدام وحشت در کنار نگرانی از فردا و احساس گناهی که جنگ به‌عنوان محرکی تنش‌زا مسبب آن است، زندگی نیز دچار شکاف می‌شود. برای تصویرسازی این ازهم‌پاشیدگی، نویسنده با پی‌رنگ و زمان‌بندی غیرخطی، مرحله‌های زندگی گروهبان را که شرایط روحی متغییری دارد، در سه بخش روایی و با دو زاویه‌دید متفاوت سازمان‌دهی کرده. به‌این‌ترتیب، بخش دیگر سرگذشت سرباز چند هفته پس از «روز پیروزی در اروپا»ست؛ یعنی یک‌ سال بعد از نبرد نورماندی.
داستان با راوی سوم‌شخص ادامه می‌یابد و مخاطب شخصیت اصلی را در خانه‌ی دوطبقه‌ی غیرنظامی و با نام گروهبان ایکس دنبال می‌کند؛ تدبیری که کامل‌کننده‌ی تصویر آشفتگی و گم‌گشتگی گروهبان است. او پاراگرافی از کتابی را چند بار می‌خواند، دستانش چنان می‌لرزد که نمی‌تواند کاغذ را در ماشین‌تحریر تنظیم کند، چشمانش از بی‌خوابی می‌سوزد؛ کاری هم از سرجوخه زِد، هم‌رزم قدیمی برنمی‌آید. حس‌انگیزی که در معاشرت سه‌نفره‌ی ازمی، چارلز و گروهبان شکل گرفته در این صحنه مثل زیرخاکی گران‌بهایی که توی نامه‌ی ازمی پیچیده شده باشد، بین برگه‌های روی میز کشف می‌شود و عشق انسانی دختر مثل چند دوز مسکن عمل می‌کند و گروهبان کم‌کم می‌خوابد.
شفایی در کار نیست و زندگی سرباز مثل قبل نمی‌شود؛ اگرنه که ساعت مچی یادگار پدر ازمی که همراه نامه رسیده نباید شکسته باشد. باید با کوکی ساده عقربه‌هایش شروع کنند به حرکت، بعد هم گروهبان ایکس پشت میز تحریرش بنشیند و تایپ کند. ولی هیچ‌کدام از این‌ها رخ نمی‌دهد. این لحظه فقط می‌تواند شروع یک درمان باشد. حتی سال‌ها بعد هم گروهبان سابق از درد و آشوب روحی نجات نیافته. او همچنان توانایی تصمیم‌گیری مستقل و قدرت تغییر اوضاع به نفع خود را ندارد و علی‌رغم تمایلش، به عروسی نمی‌رود. بااین‌حال بازهم ازمی و این ‌بار با دعوت‌نامه مانند چند دوز دیگر از دارو، روند درمان را پیش می‌برد؛ که تأثیر آن اقدام راوی برای نوشتن داستان نکبت است. سلینجر بارها درطول روایت با نشانه‌هایی چون نامه‌نویسی و ماشین‌تحریر، امر نوشتن را ابزاری برای رسیدن به تسلی توصیف می‌کند که با تولد داستانی برای تقدیم به عروسی ازمی، متبلور می‌شود.


1. For Esmé—with Love and Squalor (1950)
2. J. D. (Jerome David) Salinger (1919-2010)

گروه‌ها: اخبار, تازه‌ها, تقدیم به ازمی، با عشق و نکبت - جی. دی. سلینجر, جمع‌خوانی, کارگاه داستان دسته‌‌ها: تقدیم به ازمی، با عشق و نکبت, جمع‌خوانی, جی. دی. سلینجر, داستان غیرایرانی, داستان کوتاه, کارگاه داستان‌نویسی

تازه ها

آن‌سوی نکبت

تقدیم به ازمی؛ کسی که پشت سرباز ایکس، مرا می‌دید

بنویس؛ برای پل زدن از نکبت، حتی درباره‌ی نکبت بنویس

معماری شفا و بازسازی هویت از دل نکبت جنگ

پیروزی‌های پرنکبت

لینک کده

  • دوشنبه | گزیده جستارها و ...
  • ایبنا | خبرگزاری کتاب ایران
  • ایسنا | صفحه‌ی فرهنگ و هنر

پیشنهاد ما

درخت سیاست بار ندارد