کاوه فولاد‌ی‌نسب

وبسایت شخصی کاوه فولادی‌نسب

  • کاوه فولادی نسب
  • یادداشت‌ها، مقاله‌ها و داستان‌ها
  • آثار
  • اخبار
  • گفت‌وگو
  • صدای دیگران
  • کارگاه داستان
    • جمع‌خوانی
    • داستان غیر ایرانی
    • داستان ایرانی
  • شناسنامه
  • Facebook
  • Instagram
کانال تلگرام

طراحی توسط وبرنو

راه نرفتند؛ دویدند

22 آگوست 2026

نویسنده: علی حسین‌پور
جمع‌خوانی داستان ‌کوتاه «در قایق بادبانی1»، نوشته‌ی جی. دی. سلینجر2


در داستان «در قایق بادبانی» اثر ج. دی. سلینجر، لایونل کوچک پس از شنیدن حرفی تحقیرآمیز و نژادپرستانه از خدمتکار خانه، از فضای خانه فاصله می‌گیرد و خودش را در قایق کوچکی کنار آب پنهان می‌کند. مادرش، بوبو، متوجه ناپدید شدن او می‌شود و دنبالش می‌گردد تا او را پیدا کند. آنچه درظاهر رخ می‌دهد، بسیار ساده است: مادری فرزندش را پیدا می‌کند و با او حرف می‌زند؛ اما در لایه‌ی عمیق‌تر، داستان درباره‌ی زخمی است که از بیرون به کودک وارد شده و او را از جهان امن خودش بیرون انداخته. لایونل نه‌فقط از یک آدم، بلکه از حال‌وهوای سنگین تحقیر و سردرگمی گریخته. او احتمالاً معنی کامل آنچه را که شنیده به‌صورت نظری و روشن نمی‌فهمد، اما رنجش را کاملاً حس می‌کند و همین حس مبهم زخمی شدن او را به‌سمت انزوا می‌برد.
نقطه‌ی اصلی داستان مواجهه‌ی مادر با این وضعیت است. بوبو قرار نیست مسئله را با توضیحی مفصل، با نصیحت اخلاقی یا با خطابه‌ای مادرانه حل کند. او نمی‌خواهد نتیجه‌گیری‌ای به فرزندش تحمیل یا با چند جمله‌ی آماده، همه‌چیز را جمع‌وجور کند؛ درعوض، با حضوری آرام، دقیق و عاطفی، به‌تدریج فضای ذهنی کودک را تغییر می‌دهد. مادر به‌جای این‌که مستقیم به زخم حمله کند، به خود رابطه برمی‌گردد؛ یعنی به این‌که درست در همان لحظه، مادر و فرزند کنار هم هستند و این باهم بودن خودش نیرویی درمانگر دارد. داستان از همین‌جا معنی پیدا می‌کند: مسئله لزوماً حل نمی‌شود، اما شدت آن از راه حضور کاهش پیدا می‌کند. در این متن، معجزه‌ی اصلی معجزه‌ی زمان حال است. گذشته به‌شکل تحقیر و رنج هنوز در ذهن کودک زنده است و آینده هم می‌تواند به‌صورت ترس و ناامنی خودش را تحمیل کند، اما مادر کمک می‌کند لایونل از این دو کشش بیرون بیاید و در اکنون بایستد. این اکنون فقط زمانی تقویمی نیست؛ نوعی تجربه‌ی زنده از حضور است.
سلینجر نشان می‌دهد گاهی انسان برای نجات پیدا کردن نیاز ندارد همه‌چیز را بفهمد یا همه‌چیز را از سر بگذراند، بلکه کافی است از چرخه‌ی فرساینده‌ی فکرهای آزارنده بیرون بیاید و دوباره به لحظه‌ی حاضر برگردد. این بازگشت همان جایی است که آرامش ممکن می‌شود. نکته‌ی ظریف داستان این است که این آرامش از دل چیزهای کوچک و روزمره می‌آید، نه از راه کلمات بزرگ و توصیه‌های سنگین. بوبو با توجه کردن به جزئیات، با لحنش، با نزدیکی‌اش، با نوع برخوردش، به فرزندش نشان می‌دهد که هنوز جهان امنی وجود دارد که می‌شود در آن نفس کشید. این توجه به امور کوچک درظاهر شاید کم‌اهمیت به نظر برسد، اما در لحظه‌ی بحران، دقیقاً همین جزئیاتند که می‌توانند ذهن را از فرورفتن در اندوه یا اضطراب نجات دهند.
درادامه هم داستان عمداً از مسیر موعظه و نصیحت دور می‌شود؛ چون می‌داند در چنین لحظه‌ای، سخنرانی نه‌تنها کاری از پیش نمی‌برد، بلکه می‌تواند فاصله‌ی عاطفی را بیشتر کند؛ درعوض، حضور خاموش و دقیق مادر است که اثر می‌گذارد. به‌ همین ‌دلیل «در قایق بادبانی» فقط داستان گفت‌وگوی مادر و کودک نیست؛ داستان قدرت حضور است. بوبو قهرمان حل مسئله به‌معنی معمولش نیست. او قهرمان بازگرداندن آدمی به اکنون است. بوبو نمی‌تواند گذشته را پاک کند، آینده را هم تضمین نمی‌کند، اما کاری می‌کند مهم‌تر از این‌ها: فرزندش را از اسارت ذهنی گذشته و آینده می‌رهاند. درنتیجه، داستان به ما یادآوری می‌کند گاهی بزرگ‌ترین کار یک انسان این است که به دیگری کمک کند دوباره در لحظه ساکن شود. همین است که متن را لطیف، عمیق و اثرگذار می‌کند؛ معجزه‌ای بی‌صدا اما بسیار واقعی، که از دل توجه به چیزهای کوچک و از دل حضور در اکنون بیرون می‌آید.


1. Down at the Dinghy (1949)
2. J. D. (Jerome David) Salinger (1919-2010)

گروه‌ها: اخبار, تازه‌ها, جمع‌خوانی, در قایق بادبانی - جی. دی. سلینجر, کارگاه داستان دسته‌‌ها: جمع‌خوانی, جی. دی. سلینجر, داستان غیرایرانی, داستان کوتاه, در قایق بادبانی, کارگاه داستان‌نویسی

تازه ها

زخم کلمات

راه نرفتند؛ دویدند

آن‌سوی قایق

سایه‌ی کلمات

مواج و منکسر، چون تکه‌چوبی درمیان آب؛ نگاهی به رابطه‌ی مادر و فرزند داستانِ «در قایق بادبانی» سلینجر

لینک کده

  • دوشنبه | گزیده جستارها و ...
  • ایبنا | خبرگزاری کتاب ایران
  • ایسنا | صفحه‌ی فرهنگ و هنر

پیشنهاد ما

درخت سیاست بار ندارد