کاوه فولاد‌ی‌نسب

وبسایت شخصی کاوه فولادی‌نسب

  • کاوه فولادی نسب
  • یادداشت‌ها، مقاله‌ها و داستان‌ها
  • آثار
  • اخبار
  • گفت‌وگو
  • صدای دیگران
  • کارگاه داستان
    • جمع‌خوانی
    • داستان غیر ایرانی
    • داستان ایرانی
  • شناسنامه
  • Facebook
  • Instagram
کانال تلگرام

طراحی توسط وبرنو

زخم کلمات

22 آگوست 2026

نویسنده: بهناز فوائدی
جمع‌خوانی داستان ‌کوتاه «در قایق بادبانی1»، نوشته‌ی جی. دی. سلینجر2


آنتون چخوف در نامه‌ای به الکسی سوورین (۲۷ اکتبر ۱۸۸۸) می‌نویسد: «کار هنرمند طرح کردن پرسش‌هاست، نه پاسخ دادن به آن‌ها.» به‌گمان من، سلینجر در داستان «در قایق بادبانی» دقیقاً به همین اصل وفادار می‌ماند. او درباره‌ی تبعیض داوری نمی‌کند و راه‌حلی پیش پای خواننده نمی‌گذارد، فقط پرسشی را مطرح می‌کند: از چه لحظه‌ای جهان برای یک کودک دیگر همان جهان سابق نیست؟
نخستین ویژگی داستان ساختار روایی آن است. سلینجر حادثه را روایت نمی‌کند؛ دیر فهمیدنِ حادثه را روایت می‌کند. داستان وقتی آغاز می‌شود، همه‌چیز اتفاق افتاده و ما، درست مانند شخصیت‌ها، تنها با پیامدهای آن روبه‌رو می‌شویم و قدم‌به‌قدم است که معنی رفتار لایونل را کشف می‌کنیم. به‌ همین ‌دلیل، تأخیر در شناخت جز موضوع داستان، بخشی از فرم آن هم هست. سلینجر هرگز احساسات لایونل را توضیح نمی‌دهد. او به‌جای تحلیل روان‌شناسانه، سکوت، فاصله گرفتن و پناه بردن کودک را به تصویر می‌کشد. همین خویشتنداری باعث می‌شود خواننده به‌جای دریافت پیامی آماده، خودش در شکل‌گیری معنی مشارکت کند.
اگرچه داستان از دل تجربه‌ی تبعیض شکل می‌گیرد، اما موضوع اصلی آن شکنندگی اعتماد است. زبان، که باید وسیله‌ی ارتباط باشد، ناگهان به ابزاری برای طرد شدن تبدیل می‌شود و جهان، پیش از آن‌که در واقعیت فروبریزد، در زبان ترک برمی‌دارد و در ذهن کودک آوار می‌شود. قایق هم مقصد نیست. لایونل از جهان نمی‌گریزد، فقط دیگر نمی‌تواند به همان جهانی بازگردد که چند ساعت پیش می‌شناخته. او در مرز میان اعتماد و تردید ایستاده؛ مرزی که سلینجر بدون هیچ توضیح مستقیمی، تنها با تصویری ساده پیش چشم ما می‌گذارد.
هوشمندی دیگر سلینجر حذف شخصیت شرور است. در این داستان هیولایی وجود ندارد؛ انسان‌هایی‌اند معمولی‌ که از وزن کلمات خود آگاه نیستند. شاید همین نکته داستان را تکان‌دهنده‌تر می‌کند؛ زیرا نشان می‌دهد بسیاری از زخم‌های ماندگار از شرارت‌ نمی‌آیند، بلکه از بی‌توجهی آغاز می‌شوند.
پس از بستن کتاب، آنچه در ذهن پررنگ‌تر از تصویر قایق و حتی چهره‌ی لایونل باقی می‌ماند، فاصله‌‌ی میان لحظه‌ای است که جمله‌ای گفته می‌شود و لحظه‌ای که معنی آن در جان یک انسان می‌نشیند. سلینجر نشان می‌دهد انسان‌ها همیشه در لحظه‌ی وقوع حادثه تغییر نمی‌کنند؛ گاهی زندگی سال‌ها بعد به ما می‌فهماند که دقیقاً از کدام جمله، دیگر آدم سابق نبوده‌ایم.


1. Down at the Dinghy (1949)
2. J. D. (Jerome David) Salinger (1919-2010)

گروه‌ها: اخبار, تازه‌ها, جمع‌خوانی, در قایق بادبانی - جی. دی. سلینجر, کارگاه داستان دسته‌‌ها: جمع‌خوانی, جی. دی. سلینجر, داستان غیرایرانی, داستان کوتاه, در قایق بادبانی, کارگاه داستان‌نویسی

تازه ها

زخم کلمات

راه نرفتند؛ دویدند

آن‌سوی قایق

سایه‌ی کلمات

مواج و منکسر، چون تکه‌چوبی درمیان آب؛ نگاهی به رابطه‌ی مادر و فرزند داستانِ «در قایق بادبانی» سلینجر

لینک کده

  • دوشنبه | گزیده جستارها و ...
  • ایبنا | خبرگزاری کتاب ایران
  • ایسنا | صفحه‌ی فرهنگ و هنر

پیشنهاد ما

درخت سیاست بار ندارد